شنبه بیست و سوم بهمن 1389

گزارشی از مراسم جشن تولد 93 سالگی زنده یاد احمد عاشور پور

عاشور پور وقتِ مُردن نداشت ، اما...


 روزنامه ی «گیلان امروز» ؛ سید فرزام حسینی :

«شناخت نامه»

مهندس احمد عاشورپور، در غازیانِ بندرانزلی به دنیا آمد. وی در رشته ی مهندسی کشاورزی در دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران تحصیل نمود. او خواندن ترانه‌های گیلکی را به صورت غیرحرفه‌ای آغاز کرد. در سال ۱۳۲۲ به ابوالحسن صبا معرفی شد و در رادیو تهران به خوانندگی پرداخت. در این دوره با اساتیدی چون مرتضی محجوبی و حسین تهرانی همکاری کرد.سپس به دعوت روح‌الله خالقی با انجمن ملی موسیقی همکاری می‌کرد. او با رادیو، دو دوره بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ و ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۸ به همکاری پرداخت. شعر چند ترانه او را جهانگیر سرتیپ پور سروده است.

او در سال ۱۳۲۲ به عضویت حزب توده درآمد و بواسطه فعالیت‌های سیاسی چند سالی را در زندان و در غربت به سر برد. پس از انقلاب اسلامی مدتی در وزرات کشاورزی به فعالیت پرداخت و نهایتا به گفته خودش کنار گذاشته شد. در اوایل دهه هشتاد کارهای وی توسط بابک ربوخه جمع‌آوری و اجرا شد.خاطرات وی در کتابی تحت عنوان «آفتاب خیزان،دریا طوفان» به چاپ رسیده است.

وی در دیماه ۱۳۸۶ به علت عفونت ریه و کهولت سن در بیمارستان جم تهران بستری شد و سرانجام در ۲۲ دیماه در همان بیمارستان و در بخش عمومی آن درگذشت.

بخشی از آثار معروف زنده یاد احمد عاشورپور :

*آی لیلی(سر کوه بولند)

*مهتاب بندر انزلی (روی آهنگ روسی)

*ساز و نقاره جمعه بازار (روی والس اروپایی)

*جینگی جینگی جان

*آی لیلی

*خروس‌ خوان

*مهتاب شبان

*دریا طوفان دأره

 

«آغاز مراسم : تولدی برای آواز خوان»

طبق دعوت قبلی مراسم روزِ دوشنبه 18 بهمن ماه در "تالار امین" شهر بندر انزلی با دقایقی تأخیر در ساعت 5:30 دقیقه آغاز گشت ، با کمی دقت می شد اهل فرهنگ و ادب از پیر و جوان را از سرتاسر استان در گوشهِ کنار سالن دید ، مجید دانش آراسته داستانویس ، محمد تقی بارور شاعر ، هوشنگ عباسی نویسنده و پژوهشگر ، افشین پرتو تاریخ نگار ، صفر رمضانی موسیقیدان ، عباس گلستانی شاعر و... .

ابتدا مجری برنامه با غزلی از مولانا به استقبال حاضرین آمد : «من غلام قمرم ، غیر قمر هیچ مگو/ پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوی/سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو/ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو».

سپس با شرح مختصری از آغاز فعالیت های زنده یاد عاشور پور ، به نمایندگی از برگزار کنندگان مراسم از فریدون عاشورپور، برادر استاد ، جهت عرض خیر مقدم به شرکت کنندگان دعموت نمود.

«هم صدایی با عاشورپور»

فریدون عاشورپور ضمن توضیح اینکه مراسم سالگرد درگذشت برادرش به دلیل تلاقی با ایام سوگواری آنطور که باید برگزار نشد ، حضور این جمعیت کثیر را نشانه ی یکرنگی ، همدلی و هم صدایی با یادِ پُر شکوه اش عاشورپور دانست .

«انسانی عاشق ، عاشقِ انسان»

مجری برنامه با خوانش غزلی از شاعر کرمانشاهی ، محمد سعید میرزایی از آقای هوشنگ عباسی نویسنده و سردبیر نشریه گیله وا برای سخنرانی دعوت کرد . عباسی ابتدا ابراز خوشحالی کرد که از مفاخر موسیقی گیلان یادی می شود و پاسداشت عاشورپور را ، پاسداشت موسیقی و هنر خواند.

وی  افزود :«سخن از انسانی هنرمند و شریف است ، کسی که نه تنها در موسیقی بومی ما، بلکه در موسیقی ملی ما نیز چهره ای بارز است». عباسی نکاتی پیرامون عاشورپور را به سه بخش فردی ، هنری و اجتماعی تقسیم کرد ، وی را از دیدگاه فردی انسانی صمیمی ، مهربان ، خوش برخورد ، و به دور از ریا دانست و همچنین از منظر اجتماعی زنده یاد را فردی آرمان گرا خواند که تا آخرین دقایق عمرش بدان پایند بود و به همین علت سختی های بسیاری را در طول زندگی تحمل کرد.

سردبیر گیله وا با اشاره به اینکه عاشورپور موسیقی بومی گیلان را با موسیقی مدرن پیوند داد ، گفت: «تصنیف ها و ترانه های او مورد بسیار مورد استقبال جامعه روشنفکری قرار گرفت».

پس سخنان هوشنگ عباسی ، کلیپ «دریا طوفان دأره» از آثار شنیدنی زنده یاد برای حاضرین پخش شد.

«جادویِ امید»

در بخش بعدی مجری از بابک ربوخه مولف کتاب «آفتاب خیزان،دریا طوفان» و همراه سالهای پایانی عمر زنده یاد عاشورپور برای سخنرانی دعوت نمود ، آقای ربوخه سال 1381 همراه با استاد عاشورپور در سالن برق شهر رشت کنسرتی برگزار کردند.وی با اشاره به اینکه عاشورپور مُهر خود را بر پیشانی موسیقی ایران حک کرد ، گفت :« زنده یاد اگر مجال و اجازه کار می داشت بدون شک امروز جایگاه او را در کنار اساتیدی چون بنان میدیدیم.»

ترانه هایی که عاشورپور می سرود جز یکی از آنها که به دخترانش نگار و ندا تقدیم کرده است به وضوح رنگ و بوی سیاست نمی دادند. ربوخه افزود که :« به زندگی هنری استاد باید از سه منظر خوانندگی ، ترانه سرایی و ملودی سازی نگاه کرد و من با این جمله ی آقای شمس لنگرودی موافقم که عاشورپور پدر موسیقی پاپ ایران است.»

ربوخه معتقد است که نت "میم" ، نُت طلایی عاشورپور بود و در کارهای او آهنگساز کاملا در اختیار خواننده است. وی همچنین در ادامه افزود: «ایشان هرگز موسیقی ردیفی ایران را فرانگرفتند و هیچ گاه شما تحریر از نوع ایرانی آن در کارهایشان نمی بینید.»

«هیچ چیز از او در موسیقی یاد نگرفتم اما از او انسان بودن را یاد گرفتم ، یاد گرفتم دوست بدارم ، دوست بدارم و دوست بدارم. پیرمرد همیشه می گفت وقت مُردن ندارم». ربوخه پس از بیان این جملات ترانه ی "جادویِ امید" عاشورپور را برای حاضرین به صورت آواز اجرا کرد : «زیباتر از جهان امید ای دوست/در عالم وجود، جهانی نیست/هر عرصه را بهار و خزانی هست/در عرصه امید، خزانی نیست/صد بار زهر یأس مرا می کشت/گر پادزهر من نشدی امید/در تیرگی رنج رهم بنمود/بس شام تیره تابش این خورشید/تا آن زمان که شهپر بوم مرگ/بر جایگاه من فکند سایه/در کارزار زندگی ام بادا/از جادوی امید بسی مایه.»

سپس مجری برنامه از محمد تقی بارور شاعر به نام و رفیق سالهای دور احمد عاشورپور دعوت نمود تا لوحی را به پاس تقدیر به آقای بابک ربوخه تقدیم نماید.سپس وی به ذکر چند خاطره از ایام جوانی و خوانش چند بیت شعر برای حاضرین بسنده کرد.

 

«ترانه های زنده ی پیرمرد»

این بخش از برنامه که پیش از شروع مراسم در بروشورهایی توضیح داده شده بود ، اختصاص داشت به اجرای چند ترانه از آثار زنده یاد عاشورپور توسط موسی علیجانی و گروهش متشکل از ویلون ، تمبک و پیانو بود. چند ترانه ی معروف استاد را چون «جوما بازار» و «جینگه جان» برای حاضرین در مراسم اجرا کردند. علیجانی در پایان گفت :« استاد عاشورپور همیشه حساسیت خاصی در اجرای ترانه هایشان توسط دیگران داشتند و فکر می کنم روحشان الان هست و می گوید ، موسی باز تو «مالا» را «مانا» خواندی!»

 

«مهتابِ انزلی»

بعد از اجرای موسیقی مجری خاطره ای طنزآلود از دکتر بهزادی مدیر مسئول سال های دور نشریه «سپید و سیاه» نقل کرد که باعث خنده ی حضار شد.سپس گوشه هایی از مستند در حال ساخت از زندگی و مرگ استاد عاشورپور به نمایش گذاشته شد.پس از قرائت دو ، دوبیتی از احمد گرگین به گویش شرق گیلانی توسط مجری ، مستند چند دقیقه ای مهتاب انزلی با ترانه ای از احمد عاشورپور پخش شد.

 

«آفتابکاران»

حسن خوشدل آکاردئون نواز چیره دست اهل انزلی در این قسمت چند ملودی از جمله ملودی ترانه ی معروف «آفتاب کاران» را نواخت که بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت.سپس عکسهایی از عاشورپور که توسط آقای کوچکپور گرفته شده بود بر روی کلیپی به نمایش گذاشته شد و پس از آن گروه کوهنوردی تنکابن لوح تقدیری را به خانواده ی زنده یاد احمد عاشورپور به پاس برگزاری این مراسم تقدیم نمودند.

پایان بخش برنامه افروختن شمع های کیک 93 سالگی استاد احمد عاشورپور و عکسهای یادگاری شرکت کنندگان در مراسم با کیک و خانواده ی آن مرحوم بود.

نوشته شده توسط سید فرزام حسینی در 12:1 |  لینک ثابت   •